سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

187

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

است كه در تأخير معذور بوده لاجرم پس از حصول علم بايد فورا آن را اعمال كند . و همچنين است اگر خيار يا فوريت را نسيان و فراموش كرده باشد كه در اين صورت نيز پس از حصول التفات حكم آن است كه فورا بايد خيارش را اعمال نمايد . فرع اگر صاحب خيار بواسطه اينكه طرف مقابلش بشدّت دهان وى را فشرد و مانع شد از اينكه وى بتواند فسخت بگويد يا او را بر اعمال خيار تهديد نمود بطوريكه اكراه صادق باشد خيار به حال خود باقى است تا مانع بر طرف گردد و پس از زوال مانع فورا بايد آن را اعمال نمايد . قوله : فلو اخّر من اليه الفسخ : ضمير در [ اليه ] به من موصوله عود مىكند . قوله : مع علمه بها : ضمير در [ علمه ] به [ من اليه الفسخ ] و در [ بها ] به فوريت راجعست . قوله : انّه عذر : ضمير در [ انّه ] به جهل راجعست . قوله : نسيهما : ضمير تثنيه بخيار و فوريت راجعست . قوله : و لو منع منه : ضمير نائب فاعلى در [ منع ] به من اليه الفسخ راجع بوده و در [ منه ] به خيار عود مىكند . قوله : بالقبض على فيه : يعنى بواسطه اينكه دهانش را گرفته و فشار دهند .